خرید بک لینک
باغ بهشت، صحبت اهل صفا بوددوزخ، شرارۀ ستم اشقیا بوداهل دلی که دل به کف یار داده استعاری ز مکر و خدعه و روی و ریا بودجز ذات ذوالجلال که باقی بود مدامجان و جهان به معرض بیم و فنا بودمحتاج خلق رذل و دنی کی شود کریمهر موج بحر فیض، سخا و عطا بودباشد کریم مظهر بخشایش و کرمدست کریم قلزم جود و سخا بودمهر و محبت است و عطوفت شعار ماآئین عشق، مسلک و ایمان ما بودجان همچو موم در کف دلدار دلرباستجانان اگر جفا بنماید، روا بودصابر بنوش از خُمِ توحید و جامِ وصلساقیِ بی‌نیازِ دو عالم خدا بود برچسب‌ها: کاروان شعر,

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 18:42

جلوه‌گر شد در جهان و جان جمال فاطمهبرتر از توصیف ما باشد کمال فاطمهدختر ختم رسولان همسر سلطان جانمهر تابان سپهر دل جمال فاطمهعصمت و عفت جلال و قدر و لطف و معرفتهست مجموع کمالات و خصال فاطمهخطبه‌هایش آتشین و نغمه‌هایش دلنشینشور برپا کرد گفتار و مقال فاطمهروح حساسش ز طوفان حوادث صدمه دیدبود بی‌حد غصه و رنج و ملال فاطمهماورای فکر مردم بود فکر و درک اودر تلاطم بود دریای خیال فاطمهمحور فکر و خیالش ذات پاک کردگارجذبه عشق الهی شور و حال فاطمهبعد پیغمبر دلش در آتش هجران گداختکس نشد آگه ز سوز و اشتعال فا

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 18:42

صفحه بندی